یک قطره عشق برای فرار از گناه کافیست
آقای محمدی مدیر سابق مدرسه سیدالشهدا مدیر جدید مدرسه نور خواهند بود
ما رفتیم مدرسه خاتم تو منطقه ۶ (یه چیزی تو مایه های همین مدیریته)
آقایان جدی و ریحانی که همکاران آقای محمدی تو مدرسه قبلی بودن تو کادر مدرسه هستن
آقای قوامی نیروی تازه وارد دیگه تو کادره.آقای حیدری هم که زیراب همه رو زده هنوز هست(شوخی کردم)
من خودم خواستم برم به دلایل متعدد.چون با خدا یه عهد و پیمانی بستم و می خوام بهش وفادار بمونم.مدرسه یه خورده بوی پول گرفته... بقیش بماند برای فرصت مناسب.
تو معلم ها هم تغییرات زیادی رخ داده که بعدا معلوم میشه.
صحيفه امام ج7، 252
طبق آخرين بررسيهاي صورت گرفته درخصوص اغتشاشات اخير تهران، سازماندهي اين آشوبها تأييد و نقش افراد مختلف در اين زمينه محرز شده است.
به گزارش جوان، دراين بررسيها مشخص شده كه يك هسته فكري مستقر در«دارآباد» تهران، ضمن «حيثيتي» ساختن موضوع انتخابات براي ميرحسين موسوي وي را در موضع لجاجت قفل كرده و ازديگر سو با رايزنيهاي مختلف ضمن طراحي آشوبهاي اخير، سه كميته براي عملياتي ساختن تصميمات اتخاذ شده تشكيل داده بودند. اين سه كميته عبارت بودند از:
1- كميته رسانهاي – تبليغاتي:
ستاد اصلي اين كميته واقع در قيطريه بوده و فعالان اصلي آن شامل«ع. ر»، «م. ع»، «س. ش»، «م. ق» و... بودند. دراين ستاد ضمن هماهنگي با فعالان رسانهاي، به خط كردن وبلاگها، روزنامههاي همسو و سايتها دنبال ميشده است. همچنين در اين كميته مصوبههاي هسته مركزي در قالب «شايعات»، «اخبار با منابع سياه و خاكستري» انتشاراطلاعيهها ازطريق چاپ و email، جهت پمپاژ عملياتي ميگرديده است. اين كميته ارتباط كاملاً «آنلاين» با شبكه خبري بي بي سي داشته و عمده اطلاعات را براي پوشش خارجي و ايجاد هيجانات به اين شبكه مخابره ميكرد. نكته قابل توجه در اين زمينه آن است كه پس از شناسايي اين كميته و هنگام ضربه به آن توسط نيروهاي امنيتي، شبكه بيبيسي بهطور مستقيم صحنه ورود مأموران به اين مركز را پوشش داده بود. همچنين نحوه ارتباط شبكه سازماندهي شده بهگونهاي بود كه پس از وارد عمل شدن گروه ضربت در عرض سه دقيقه حدود 2000 تن از اراذل و اوباش در اطراف ساختمان مزبور گرد آمده بودند. همچنين در اين خانه تيمي، سيستمهاي شنود بيسيم و تلفن همراه، دوربينهاي فوقحرفهاي، سیدیهاي تبليغاتي و تخريبي و نيز دستگاه ارسال كننده ماهوارهاي كشف و ضبط گرديده است. گفتني است براساس مشاهدات و اعتراف برخي از افراد حاضر در اين خانه تيمي، برخي هنرمندان سينما همچون«ن. ك» نيز در اين خانه رفت وآمد و همكاري داشته اند.
2- كميته سياسي:
فعالان اين كميته شامل «م. ت»، «ع. س»، «ح. م»، «م. ا» و. . . به مديريت «ب. ن» به فعاليت مشغول بودهاند. ساختمان اصلي اين كميته ساختماني پنج طبقه واقع در ميدان هفت تير بوده است. گفته ميشود اين ساختمان متعلق به يكي از اعضاي اصلي ستاد ميرحسين موسوي ميباشد. هدف اين كميته سازماندهي نيروهاي سياسي جهت سخنراني، تحريرمقالات، هيجان بخشي به تجمعات و... بوده است. همچنين اين كميته ساختمان ديگري نيز در حوالي خيابان انقلاب داشته است كه نزديك به تجمعات خياباني اين جريان بوده و نقش رصد و هدايت جرياني توسط ليدرها را دنبال ميكرده است.
3- كميته تخريب:
اين كميته كه شامل 15 الي 20 نفر از نيروهاي اخراجي و بازنشسته يك مجموعه بودهاند، سازماندهي اراذل و اوباش، محوربندي خيابانها، درگيريها و تجهيز نيروها را برعهده داشته است. مديريت اين كميته با «م. ه» و با معاونت«ا. خ» بوده - كه اخيراً نيز بازداشت شده- بوده است. گفته ميشود كميته مزبور سيستم پيشرفته مخابراتي را وارد كشوركرده بود كه ارتباطات درونتشكيلاتي آنها از طريق همين سيستم انجام ميشده است. در بررسيهاي صورت گرفته اعضاى اين كميته كه داراى خط نفوذ در برخى از مراكز بوده وشناسايى نقاطى كه بايد مورد حمله قرار بگيرد را دنبال ميكردند. شناسايى بانك ها، مراكز نظامى، اماكن دولتى، خانه هاى مسؤولان و نقطههاى مناسب آشوب توسط اين كميته دنبال ميشده است. اخبار بهدست آمده حكايت از آن دارد كه با شناسايي و دستگيري سه كميته ذكرشده، جريان مزبور به شدت آسيبديده و شيرازه كار آنها به شدت از هم گسيخته شده است. پراكندگي تجمعات، كم رنگ شدن شعارها و آسيبهاي وارده به اموال عمومي و امنيت مردم نشاندهنده نشانه رفتن گلوگاه جريان اغتشاشطلب توسط نيروهاي امنيتي – انتظامي بوده است.
اعترافات برخي دستگيرشدگان
اخبار بهدست آمده از اعترافات جالب توجه برخي دستگيرشدگان مرتبط با آشوبهاي اخير حكايت دارد. بنا برگزارشهاي دريافتي «م. ا» در اعترافات خود ضمن تأكيد بر برنامهريزي چندين ماهه اين جريان براي ايجاد آشوب پس از انتخابات گفته است«چرا من را گرفتهاید، اصل ماجرا و تلاشها توسط مثلث«ه. خ وخ» صورت گرفته. همه كاره آنها بودهاند.» همچنين «ه. ا» از اعضاي شوراي مركزي يكي از احزاب دوم خردادي نيز در اعترافات خود تأكيد كرده است حتي اگر ميرحسين هم پيروز ميشد رويه ما به اين شكل برنامهريزي شده بود. «م. ق» نيز اطلاعات عمدهاي در خصوص جريان پشتپرده رسانهاي اين آشوبها مطرح ساخته و از هماهنگيهاي صورت گرفته با برخي از شبكههاي خارجي براي پوشش اغتشاشات اخير خبرداده است. «م. ت» نيز با افشاي شبكه اصلي اين جريان، اسامي تعداد زيادي از سرپلهاي تشكيلات خود را اعلام و تصريح كرده است هماهنگيها در اين زمينه با چراغ سبز يكي از چهرههاي سياسي كشور بوده است
بچه ها چشماتون باز باشه که اتفاقات سال ۶۰ رو که شما ندیدید داره تکرار می شه.
حامیان دیروز موسوی اگرچه تا انتخابات با او ماندند و حتی شکست سنگین انتخاباتی را هم نظارهگر شدند، اما شاید هیچگاه تصور نمی کردند کاندیدای مطلوبشان یعنی همان کسی که سابقه نخست وزیری امام را در کارنامه خویش داشت، رو در روی نظام قرار بگیرد و از عدم اعتماد به نهادهای قانونی سخن بگوید. واقعیت آن است که سلسله بیانیه های موسوي طی این روزها بخشی از حامیان او را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. برخی مانند ابوالفضل فاتح، رئیس کمیته اطلاع رسانی، رسانه و تبلیغات ستاد آماده بازگشت به خارج از کشور شده و برخی دیگر را نیز به اعلام برائت از وي واداشته تا اشتباهات جریان موجود به نامشان نوشته نشود.
سعید ابوطالب از جمله افرادی بود که عليرغم آنكه وي به دليل مجريگري يك برنامه تلويزيوني حمايت خود را از موسوي علني نميكرد اما اخبار متعددي درخصوص ارتباط وي با ستاد ميرحسين منتشر شده بود. با اين حال، بهتازگي در گفتوگو با "شبکه ایران" به بیانات رهبر انقلاب اشاره کرد و مواضع ایشان را برای همگان الزامآورخواند. عضو ستاد انتخاباتی موسوی همچنین با صراحت گفت: «در نظامی که مردم سالاری دینی حاکم است، همگان دارای حقوقی هستند که در چارچوب قانون می توانند از آن استفاده کنند اما نباید پا را فراتر از قانون بگذارند.»
ابوطالب با بیان اینکه روابط و نسبت های حقوق اکثریت و اقلیت در قانون اساسی تعریف شده است، افزود: «اگر نخواهیم به قانون اساسی تن بدهیم، ناخود آگاه به آنارشیسم تن داده ایم که به نفع مردم وهیچکس نیست.» وي همچنین نسبت به پیدایش دیکتاتوری اعلام خطر کرد و گفت: «اگر آنارشیسم بر کشور حاکمیت پیدا کند، به سمت دیکتاتوری می رویم.»
اين نماينده سابق مجلس با بیان اینکه اگر بخواهیم به دیکتاتوری گذشته برگردیم، دیگر نیازی به قانون نیست، تصریح کرد: «هم اقلیت و هم اکثریت باید حقوق یکدیگر را رعایت کنند و اجازه ندهند با حاکم کردن فضای دیکتاتوری، قانون به محاق رود.» وي ادامه داد: «روش احقاق حقوق باید قانونی باشد و اگر قانون حقی برای او قائل بود، بگیرد و گر نه نباید از قانون فراتر عمل کرد.»
تاکید ابوطالب بر قانونگرایی در حالی است که هوادارن موسوي طی این روزها، بارها و بارها تجمعات غیرقانونی را کلید زده اند که در نهایت به تنش و آسیب دیدن اموال عمومی مردم منجر شده است. در واقع گروهی از حامیان گذشته موسوي، روند کنونی او را انحراف از مسیر انقلاب تلقی می کنند و معتقدند این راه فرجام تلخی را برای بانیان آن در پی خواهد داشت.
در اين زمينه حجت الاسلام سید رضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز و از حامیان موسوی در انتخابات 22 خرداد نيز به جمع منتقدان روند انحرافی کنونی وي پيوسته است، به طوري كه ميگويد:«اینکه فردی می گوید من قانون را قبول دارم، از رهبری معظم هم پیروی می کنم ولی وقتی پای عمل می رسد، قوانینی که به نفع خودش است، عمل می کند و بقیه را زیر پا می گذارد، در نظام جایی ندارد.»
اکرمی تجمعات غیرقانونی را در تضاد با منویات رهبر انقلاب دانست و افزود: «باز هم تأکید می کنم فرمایشات رهبر انقلاب و قانون اساسی برای همگان التزام عملی دارد.»
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در پاسخ به این سؤال که بیانیه اخیر موسوی در خصوص تشویق حامیان و اغتشاشگران برای ادامه فعالیت خیابانی، نشانه چیست، گفت: «هر کس از قانون عبور کند و فرمایشات رهبری را زیر پا بگذارد، از نظام خارج شده است.»
مهدی همت نیز تعرض به جان و مال مردم را دور از "شعار قانونگرایی" ميداند. فرزند شهید همت كه به همراه مادر خود از حاميان جدي موسوي بودهاند، ادامه ميدهد: «هرچند شخصاً فکر میکنم که آقای موسوی پیروز انتخابات بوده است، ولی معتقدم هرگونه شبهه در این زمینه را باید تنها از طرق قانونی پیگیری کرد.» وي همچنین افزود: «اگر قانون زیر پا گذاشته شود، نه تنها انتخابات اخیر، که تمام انقلاب زیر سؤال میرود؛ چون نظام در 30 سال گذشته بر اساس همین قانون پیش رفته است.»
در عین حال، مسيح مهاجري مديرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی نیز با وجود حمایتهای بيقيد خود از موسوی قبل از انتخابات نتوانست نسبت به مسائل پیش آمده ساکت بماند. مهاجري در سرمقاله این روزنامه به بیان امام(ره) مبنی بر اینکه حفظ نظام از اوجب واجبات است، اشاره کرد و نوشت: «عربده هاي سران استكبار كه اين روزها از اروپا و امريكا با اظهارات كينه توزانه خود نشان مي دهند براي ملت ايران و براي نظام جمهوري اسلامي دندان تيز كرده اند، به گوش مي رسد. رئيس جمهور امريكا گفته است:"دولت ايران بايد بداند كه دنيا درحال تماشاست . ما براي تك تك كساني كه جان خود را از دست داده اند سوگواري مي كنيم."»
مهاجري همچنین افزود: «آيا همين عربده هاي مستانه نبايد ما را هوشيار كند و براي پايان دادن به مشاجرات تدبيري بيانديشيم چرا اجازه مي دهيم كار به جايي برسد كه رئيس جمهور امريكا به ما درس اخلاق بدهد و با نقل جمله مارتين لوتركينگ كه گفته بود "كمان كهكشان اخلاقي طولاني است اما به سمت عدالت خم مي شود"، با طعنه و تحقير بگويد "ما شاهد باور مردم ايران به اين حقيقت هستيم و ما به تماشا ادامه خواهيم داد؟"»
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: «تا دير نشده بايد كاري كرد و بايد جلوي خسران را گرفت.» این روزنامه همچنین با بیان اینکه اي كاش نامزدها رفتاري داشتند كه براي پيگيري مطالباتشان مرتكب اقداماتي كه زمينه را براي سواستفاده فرصت طلبان فراهم سازد نمي شدند، تاکید کرد: «هنوز فرصت باقي است و بر همه واجب است تدبير را جايگزين روش هاي ديگر نمايند و براي حفظ نظام مقدس جمهوري اسلامي كه به فرموده امام "اهم واجبات" است، با هرچه در توان دارند به صحنه بيايند.»
همچنين دكتر اميرحسين تركشدوز كه 9 سال عضو دفتر موسوي بود و تا پيش از انتخابات به ميرحسين گرايش داشت، پس از اعمال بيقانونيهاي اخير در 2 يادداشت، به تشريح تمايزات ميان خط امام(ره) و رفتارهاي اخير موسوي پرداخت: «تصور ابتدايي ما اين بود که راه جناب آقاي خاتمي توسط برخي از کانديداهاي محترم و مشخصاً آقاي موسوي در حال پيموده شدن است. اقدامات يا تعللهايي هم از جانب ما از سر اصلاحگري صورت پذيرفت که متأسفانه نه تنها بي فايده بود بلکه موجب اتلاف وقت و عدم روشنگري به هنگام شد. متأسفانه هر چه پيش تر آمديم، اين بيم، شدت گرفته است که مبادا وضع از آنچه تصور ميشود هم وخيم تر باشد... مگر امام و ديگر بزرگان در بحث از ولايت فقيه ضرورت وجود متولي براي اقامه حدود را از دلايل تشکيل حکومت اسلامي در عصر غيبت نشمردهاند؟»
ابوالفضل فاتح هم كه مسئول كميته تبليغات ستاد موسوي بود، روز سهشنبه با حضور در سايت قلم، رسماً خداحافظي كرد و قصد رفتن به انگليس داشت اما چون ممنوع الخروج بود فعلا ماندگار شد.
همه با هم در انتخابات شرکت می کنیم.
رای دادن یک عمل صالح است و این عمل صالح باید بانشاط و به موقع انجام شود.
مقام معظم رهبری

دليل نويسنده «كافه پيانو» براي حمايت از احمدينژاد
خبرگزاري فارس: فرهاد جعفري نويسنده «كافه پيانو» 11 دليل را براي حمايت از محمود احمدينژاد در انتخابات دهم رياست جمهوري مطرح كرد.

به گزارش خبرنگار فارس، فرهاد جعفري نويسنده رمان پر فروش «كافه پيانو» با انتشار يادداشتي دلايل حمايت خود از محمود احمدينژاد را در انتخابات دهم رياست جمهوري اعلام كرد و با انتشار اين يادداشت در خبرگزاري فارس موافقت كرد.
جعفري در اين يادداشت ميآورد: «ديشب، از يكي از نزديكانم پرسيدم در رأيگيري دهم شركت خواهد كرد يا نه. و اگر شركت خواهد كرد به چه كسي رأي خواهد داد.
گفت كه شركت خواهد كرد و به يكي از «نامزدهاي چپ دموكراتنما» رأي خواهد داد. اگر خاطرم جمع بود كه او در رأيگيري شركت نخواهد كرد يا شركت خواهد كرد اما رأي سفيد خواهد انداخت؛ همچنان بر اين عقيدهام پايبند بودم كه در رأيگيري دهم شركت نكنم.»
وي ادامه ميدهد: «اما حالا، و به جهت خنثي كردن اثرات احتمالي رأي او در نتيجه نهايي آراء؛ در رأيگيري دهم شركت خواهم كرد و به محمود احمدينژاد رأي خواهم داد. چون هيچ وضعيت ديگري را به مديريت تغييراتي كه اكنون بيشتر از هر وقت ديگر الزامي و گريزناپذير بهنظر ميرسد، توسط دانشگاهيان - نظاميان ترجيح نميدهم.»
جعفري ميافزايد: «با اين حال، باز هم جمله معروفم را تكرار ميكنم: هر تصميمي كه جمع در جمعيتش بگيرد؛ هرچه كه باشد؛ لاجرم صحيحتر است از تصميمي كه فرد در فرديتش ميگيرد.
اين يعني: هر تصميمي كه اكثريت افكار عمومي ايرانيان در رأيگيري دهم بگيرد، هرچه كه باشد؛ دربردارنده منافع ملي ما خواهد بود و مصلحت كشورمان در همان تصميم است.
اين يعني: وقتي به نزديكترين كسانم اصرار نميكنم كه به چه كسي رأي بدهند بلكه به اراده و اختيارشان در تصميمگيري احترام ميگذارم؛ به هيچكس ديگر هم اصرار نخواهم كرد كه چه تصميمي بگيرند.»
نويسنده رمان «كافه پيانو» درباره دلايلش در حمايت از احمدينژاد ميآورد: «من يك رأي دارم و آن يك راي به محمود احمدينژاد تعلق خواهد گرفت. چون:
1- براي نخستينبار بعد از سه دهه، در سازمان ملل مينشيند و در اقدامي مبتني بر منافع ملي، به سخنراني رئيسجمهور ايالاتمتحده گوش ميدهد.
2- براي نخستينبار بعد از سه دهه، نامه تبريك به رئيسجمهور منتخب ايالاتمتحده مينويسد و بازهم تابوهاي سخت و ديرپا را ناديده ميگيرد.
3- براي نخستينبار در تاريخ سياسي كشورمان، براي حل مسئلهاي سياسي، دستبه دامان ترفند لابيگري با برخي مراجع قدرت نميشود بلكه مطابق با اختيارات و تكاليف قانونياش اخطار قانون اساسي ميدهد.
4- براي نخستينبار ماليات بر ارزش افزوده را مطرح ميكند تا نظام غيرشفاف فضاي كسب و كار در ايران را شفاف كند. تا آنگاه بتواند جهت اخذ ماليات براي اداره كشور را از كارمندان به بازاريان و صاحبان صنايع و در حقيقت طبقه برخوردار تغيير دهد.
5- كوشيده است بهاي كالاها و خدمات و از جمله حاملهاي انرژي را واقعي كند كه همگان ميدانيم با واقعي شدن قيمتهاست كه هوش، خلاقيت و شايستگي شهروندان نيز بهاي واقعي خود را بازخواهد يافت و قيمت پيدا خواهد كرد.
6- ايرانيان خارج كشور و بهبود رابطه عاطفي آنان با سرزمين مادريشان را از جمله سياستهاي اصلي خود قرار داده است.
7- كوشيده است شأن رئيسجمهور و نهاد اجرايي را تا حد ظرفيتهاي قانون اساسي بالا ببرد. تا آنجا كه حتا برخي دولتمردان را به دليل هماهنگي با هركسي جز رئيسجمهور از كابينهاش كنار گذاشته و پاي تبعات و پيامدهاي آن ايستاده است.
8- در دانشگاه كلمبيا ايستاده و به خاطر دفاع از حق هستهاي شدن كشورمان، باراني از توهين و تحقير را به جان خريده اما مثل بزدلها صحنه را ترك نكرده است.
9- طرح «رهگيري املاك» را راهاندازي كرده است تا مانع چپاول اموال عمومي كشور توسط مافياي زمين شود.
10- و تنها در هنگام تصدي اوست كه پس از نزديك به 12 سال معطلي و سرگرداني ميان مجالس مختلف و شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت، قانون مبارزه با پولشويي را در كشور تصويب كرده و پيگير اجراي آن است كه نقش كمنظيري در سالمسازي فضاي اقتصادي كشور و تضعيف باندهاي مالي ايفا خواهد كرد.
11- و تنها دولتمرد جمهوري اسلامي بوده است كه به جرأت ميتوانم ادعا ميكنم كه: از متن سخنان او در چهار سال گذشته، حتا در يك مورد برنميآيد كه به نگره ناوراي خودي - غيرخودي معتقد باشد. نه تنها چنين نيست، بلكه بيكمترين نگراني از سرزنشها و ملامتهاي ديگر حاكمان، با كسي از ما غيرخوديها (همسر دكتر فاطمي) ملاقات ميكند و همسر فقيد او را «شهيد راه آزادي ملت ايران» ميخواند.
گمان ميكنم كشور من، در چهارسال آينده به تداوم قدرتِ مرد جسور، قاطع و عملگرايي چون او، نياز مبرم داشته باشد تا بتواند خود را مهياي ورود به يك «تكنوكراسي نسبتاً دموكرات» كند.»
فرهاد جعفري اين يادداشت را روز 30 مي در وبسايت بيبيسي فارسي نيز منتشر كرده است.
|
|
فرصت ها به همین سرعت از دست می روند و ما نمی دانیم چه کنیم!؟!
|
در هندوستان شکارگران برای شکار میمون، سوراخ کوچکی در نارگیل ایجاد می کنند، یک موز در آن می گذارند و زیر خاک پنهانش می کنند. میمون دستش را به داخل نارگیل می برد و به موز چنگ می اندازد، اما دیگر نمی تواند دستش را بیرون بکشد، چون مشتش از دهانه سوراخ خارج نمی شود. فقط به خاطر اینکه حاضر نیست میوه را رها کند. در این جا، میمون در گیر یک جنگ ناممکن معطل می ماند و سر انجام شکار می شود. |
روزنامه خراسان در وِیژهنامه سال 88 خود، به پردهبردای از بخشهایی از مافیای فوتبال فاسد ایران پرداخته است و نکات فراوانی را متذکر شده که با درک آنها، به حال فوتبال کشور باید افسوس خورد.
حق دلالی
زمانی اکبر میثاقیان، سرمربی سابق ابومسلم، میگفت: در اول فصل و پیش از لیگ گاهی اوقات باید گوشی تلفن همراهم را خاموش کنم. آنقدر به من زنگ میزنند که نمیدانم چه کار کنم. از تهران آقایی به من زنگ زد و گفت: من یک بازیکن را از کشور نیجریه که در بارسلونا بازی کرده، به شما معرفی میکنم. شا باید حتما با او قرارداد ببندید.
مبلغ قرارداد او باید بالای صد میلیون باشد و پنجاه میلیون آن هم باید به حساب من واریز شود. اگر این کار را نکردید دیگر عاقبتش با خودتان است! میثاقیان میگفت: به حرف این فرد توجه نکردم، اما نمیدانستم بیتوجهی به این گفته چه تبعاتی دارد. به یکباره بعد از گذشت دو یا سه روز از دست رد زدن به خواست آن فرد، برگه اخراجم را دستم دادند.
یک کیف پر از پول
چند فصل قبل یکی از تیمهای لیگ دسته اول کشور تا مرز صعود به دسته بالاتر رسید. قرار بود با یکی از تیمهای شمالی برای برگزاری بازی پلیآف مسابقه دهند. قبل از شروع مسابقه زمین بازی کاملا خشک بود. بعد از اینکه دو تیم به رختکن رفتند، تیم میزبان برای بهره بردن از شرایط میزبانی آب فراوانی را روی زمین چمن جاری میکند.
تیم میزبان که از این موضوع آگاه بوده، با کفشهای مناسب بازی در زمینهای خیس وارد میدان میشود، اما تیم میهمان بیخبر از همه جا، وقتی به زمین میآید با زمین پر از آب روبهرو میشود. تیم میهمان آن بازی را باخت و از صعود به لیگ برتر بازماند.
بعد از این مسابقه تیم میهمان که از این شرایط ناراضی بود، شکایتی را به فدراسیون فوتبال تسلیم میکند. از بد حادثه کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، حکم را به نفع تیم میهمان صادر میکند. مسئولان تیم میزان که از این شرایط نگران بودند، با یک کیف پر از پول که به قول راوی داستان بالغ بر هفتاد میلیون تومان تراول چک تا نخورده بود، به سراغ مدیرعامل تیم میزبان میرود و از او میخواهد از شکایتش صرف نظر کند.
وقتی حق حساب نرسید
حتما ماجرای انتخاب «خاویر کلمنته، سرمربی اسپانیایی تیم ملی را به یاد دارید. پس از حضور کلمنته در ایران به یک باره همه جا شایع شد که وی یک مربی پروازی است. همان زمان در بسیاری از روزنامههای ورزشی به نقل از کلمنته نوشتند که او در ایران زندگی نمیکند و تنها ده روز قبل از هر مسابقه به ایران میآید تا هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد.
این موضوع برای طرفداران فوتبال ایران زیاد خوشایند نبود. این موضوع سبب شد که مسئولان فدراسیون فوتبال از عقد قرارداد با این مربی صرف نظر کنند، اما در آن زمان هیچ کس نمیدانست هنگام عقد قرارداد کلمنته با نماینده فدراسیون فوتبال ایران در یکی از بندهای قرارداد وی، نوشته شده بود که کلمنته بدون اجازه فدراسیون فوتبال ایران، حق مصاحبه ندارد و در صورت تخلف از این بند، به ازای هر مصاحبه، مبلغی بالغ بر بیست هزار یورو جریمه میشود.
بنابراین تمام مصاحبههایی که از سوی کلمنته به چاپ رسید، دروغ بود، چراکه ویف، یک مربی حرفهای بود. البته هیچ کس هم تا مدتها از ماجرای قطع همکاری کلمنته با ایران مطلع نشد. تنها بعد از گذشت چند ماه این واقعه بود که خبر رسید به علت پرداخت نشدن حق دلالی یکی از افراد ذینفوذ در فدراسیون وی با استفاده از ارتباطش با برخی دوستان رسانهای در روزنامههای ورزشی، این جنجال را به پا کرده و باعث فسخ قرارداد او شده است. مبلغ حق حساب آقای مربوطه بالغ بر شصت هزار یورو بوده است.
نیمکتنشینی به خاطر بیپولی
بازیکن 23 سالهای که اکنون در یکی از تیمهای تهرانی توپ میزند، حدود پنج سال پیش برای بازی در تیم پرسپولیس تست میدهد، حتی از نظر فنی تأیید میشود، اما چون پول مورد نظر مربی را پرداخت نمیکند، به یک نیمکتنشین محض تبدیل میشود و عاقبت پرسپولیس را ترک میکند. در آن زمان، یکی از مربیان قدیمی تیمهای پایه که خودش سابقه بازی را در پرسپولیس ندارد، هدایت سرخپوشان را به عهده داشته است.
نتیجه سفارشی
صادق درودگر، مسئول کمیته بازاریابی سازمان لیگ که سالها در کنار محمد دادکان در فدراسیون فوتبال حضور داشت و مسئول کمیته فوتسال بود، در گفتوگویی با «خراسان» درباره دخالتهای برخی افراد در ورزش گفت: بازی داربی استقلال و پرسپولیس نمونه کامل دخالتهای بیرونی در ورزش است. البته هیچ گاه مستقیم روی نتیجه بازی حرفی نمیزنند، ولی آنقدر به داور مسابقه توصیه میکنند که داور مجبور میشود از اول تا آخر مدام سوت بزند تا مسابقه را از دست ندهد. به قولی، میتوان گفت که نتیجه مساوی داربی، یک توصیه اجباری شده است.
بازم هست.باشه یه وقت دیگه....










خدا عاقبت مارا با این همه تعطیلی و رفاه طلبی به خیر کند...

اعضاى خانواده همه در تب و تابند، تا ساعت تحويل سال نو اندکى بيشتر نمانده ، دختر خانواده با نگرانى سفره هفت سين را مى نگرد ، گاه چيزى را اندکى جابجا مى کند، زاويه آيينه را تغيير مى دهد تا قرآن و سبزه در دل آن بنشيند، همه اعضاى خانواده به دور سفره عيد مى نشيند و سال نو را با صميمت آغاز مى کنند. نوروز درپاى سفره ايى که اجزاء آن همگى راز آلود و زيبايند آغاز شده است ؛ سنت زيبايى که خانواده را ملزم مى سازد دراين لحظه همه در کنار يکديگر قرار گيرند نقش برجسته و مهمى در وفاق و همبستگى ميان اعضاء خانواده دارد به ويژه اهميت اين سنت وقتى آشکار مى شود که در جوامع امروز با کمرنگ شدن ارزش و اهميت خانواده روبرو هستيم. اجزاء سفره عيد يا سفره هفت سين و نماد آن اجزاء چيست از کجا آغاز شده و چگونه به ما رسيده است؟ سفره هفت سين با نوروز پيوند نا گسستنى دارد و جزيى از آن است، و گذشته نوروز و نقطه آغازين آن چندان مبهم و به افسانه آميخته است که براى يافتن چرايى آن جز توسل به اسطوره ها و افسانه ها راهى باقى نمى ماند.
امروزه اين خوان نوروزى در اقصى نقاط کشور گسترده مى شود: " سفره ايى محدود به ترکيب لغوى سين درهمه جا رايج نيست اما اصل گسترش سفره عموميت دارد. چه در تمام شهرها و روستاهاى ايران گسترده مى شود... اين خوان مجموعه اى است بسيارمتنوع از آنچه که در زندگى به آن محتاجند برخلاف تصور عامه که هفت سين را فرا گير و همگانى مى دانند انواع ترکيبات ديگر با عدد هفت در کشورمان رايج است مانند هفت شين که درميان هموطنان زرتشتى رواج دارد: بعضى هفت سين را در اصل هفت شين مى دانند: شراب و شکر، شهد و شير ، شمع و شمشاد و شانه يا شايه ( ميوه) و برخى آن را صورت دگر گونه هفت چين مى آورند يعنى هفت چيز چيده شده از درخت. اين سنت ارزنده چنان مسخ شده که هفت ميم نيز بر سر سفره نهاده اند: مرغ ، ماهى ، ميوه ، ماست ،مربا، مسقطى و ميگو چنانکه بر مى آيد در سفره عيد آنچه مشترک است عدد هفت است و آينه و کتاب مقدس ( در ميان مسلمانان قرآن و زرتشتيان اوستا) و البته آب وماهى زنده در درون آن .
عدد هفت عددى مقدس در نزد ملل مختلف است واز جمله در ايران به دلايلى اين عدد مقدس شمرده مى شده است: هفت آسمان، هفت شهرعشق، هفت خوان رستم و هفت سين يا شين يا ميم سفره عيد از حضور مستمر اين عدد در سنن و عقايد اين ملت حکايت دارد. " هفت نزد ايرانيان عدد مقدسى است و با هفت امشا سپندان يا هفت جاودانه مقدس ارتباط کامل دارد امشاسپندان يا جاودانان مقدس، مقدسان بى مرگ يا جاودانان پاک، صفات پاک اهورامزدا هستند و نامهايشان به ترتيب عبارتند از: ( واژه ها به صورت فارسى آمده نه پهلوى و اوستايي)؛1- بهمن 2- ارديبهشت 3- شهريور 4- سفندارمذ يا اسفند 5- خرداد 6- اَمـِرتات يا امرداد يا بنابر غلط مشهور مرداد. " آنچه از اوستا بر مى آيد در راس اين شش امشاسپندان گاه "سپنته مئينيو" قرار داشته و گاه اهورا مزدا، و با اين افزوده عدد هفت را کامل مى کرده اند.
همچنين گاه به جاى اهورا مزدا، ايزد سروش را براى کامل کردن عدد هفت افزوده اندمتاسفانه تاکنون ميان اجزاء هفت سين ( آنچه بيشترين فراوانى را ميان ملت ايران دارد) و هفت امشاسپند ارتباط معنايى يافت نشده است :وهومن يا بهمن به معناى انديشه نيک .اشه وهيشته يا ارديبهشت به معناى بهترين و بالاترين راستى و پاکى .خشثروئيريه يا شهريور با معناى بهترين و بالاترين راستى و پاکى .سپنته آرمئى تى يا سفندارمذ ( اسفند) فروتنى مقدس. هئوروتات يا خرداد: رسايى و تندرستى .امرتات يا بيمرگى ( الف در اول کلمه امرتات نفى کننده است مرداد به تنهايى به معنى مرگ و نيستى است) " اگر در طول زمان هفت "سيني" يا هفت ميوه يا گل يا سبزى که با سين آغاز مى شوند و هر يک با نشانه اى از تندرستى تلقين شده اند، در آنجا بايد پاى ذوق لطيف ايرانى را جستجو کرد. آن چيزهايى که امروزه، سفره ما را زینت مى بخشد و همه اهل خانه را به جهانى از شادى و سرسبزى فرا مى خواند چيست؟ سبزه نو دميده است و سنبل خوش بر و خوش بو، سيب که ميوه اى بهشتى نام گرفته است و نمادى از زايش است ، سمنو اين مائده تهيه شده از جوانه گندم که بخشى از آيين هاى باستانى را ياد آورى مى کند.
سنجد که بوى و برگ و شکوفه درخت آن محرک عشق و دلباختگى است. سير که از دير زمان به عنوان دارويى براى تندرستى شناخته شده است، دانه هاى سپند(اسفند) که نامش به معنى مقدس است و دانه هاى به رشته کشيده آن زينت بخش خانه هاى روستايى و دافع چشم بد. ما بر اين سفره آيينه مى گذاريم که نور و روشنايى مى تاباند، شمع مى افروزيم که روشنايى و تابش آتش را به ياد مى آورد ، تخم مرغ که تمثيلى از نطفه و بارورى است، کاسه آب زلال به نشانه پاکی و ماهى زنده در آب به نشانه تازگى و شادابى . با مقايسه اى ميان معناى نام امشاسپندان ( که نام 6 ماه از سالهاى شمسى نيز هست) و کنايات و استعاره هاى اجزاء سفره هفت سين آشکار مى گردد که جز سپنته و اسفند که تنها تکرار واژه است ايندو ارتباط ديگرى با يکديگر ندارند و اين ناشى از مسخ و قلب اين سنت کهن در طى اعصار طولانى است.
به هر روى تنها مى توان گفت که خوان نوروزى که اجزاء آن با عشق چيده شده است ، بر رخسار زيباى محبت و مودت خانوادگى ،زيبايى طبيعت و رنگ هاى اعجاب آور آن را هم خواهد افزود .
چرا که نوروز جشن طبيعت و جشن نو شدن زندگى است.
تا دیدم لیلاز می خواد معتاد شه تصمیم گرفتم بنویسم.آخه تازه از اعتیاد درش آوردیم. علی اورعی (معروف به علی شکوهی) کم پیدا شده .داره دپرس میشه . نوشتیم شاید نشه. امیر زمانی داره مرحوم میشه.نوشتیم شاید نشه. دوما که هچ. اولا هم هچتر.کاری به وبلاگ ندارن.ما باید هوای مشتریای خودمونو داشته باشیم. کلی خبر داریم که نمیشه نوشت. کلی خبر داریم که وقت نداریم بنویسیم. کلی خبر داریم که نوشتنی نیست دیدنیه. یه کم خبر داریم که می نویسیم.
۱- آقا دبیرستان خوب کجا بریم؟ این سوال روز بچه های سومه. جواب: نور. نور . نور. اگه نخواستی تو منطقه ۴ گسترش ، ادب، صلحا. تو منطقه ۸ کمال . تو دولتیا شریعتی. این چند تارو ما شنیدیم. بقیه رو خدا میدونه.
۲- آقا انرژی اتمی خوبه؟ جواب: انرژی اتمی به شرطی که به بمب اتم ختم نشه خیلی خوبه. البته بمب اتم هم داشتنش ضرری نداره بالاخره دشمن رو میترسونه.
نه آقا مدرسه انرژی اتمی رو میگم.
اوکی.ببخشید . تبلیغات زیاد دارن .ولی خیلی هم خبری نیست .
آقا سلام چطوره؟ سلام تو دین ما خیلی تاکید شده . هرکی اول سلام کنه ۶۹ صواب می بره .هر کی جواب بده یکی.
آقا مدرسه سلام ... باز هم ببخشید. اولا علیک السلام . دوما من که خیلی چشمم آب نمی خوره. اون وره شهره بچه جان .برو همین مدرسه نور خیالت راحت.
آقا علامه طباطبایی چطور؟
مرحوم علامه از مفسرین بزرگ قرآن بوده که اگه یه دفعه یه خورده از داستان زندگیشو بخونی تازه می فهمی هیچی نیستی.
اما مدرسشو اگه میگی اونم اونور تهرونه برو همین نور خودمون اینقدر وقت ما رو نگیر....
لیلاز را گفتمی چرا زمانت را مدیریت ننمودی و دفترت را همراه نداری؟ گفتا احساس کردمی که باید پایان هفته همی آوردمی. او را گفتم که این جا جای احساس نیست باید شعور را به کار بست. گفت این که الان گفتی چیست؟... دانستم که او راست می گوید.
دوم:
تنی چند از اصحاب سوم، زمان را مدیریت ننمودندی. آنان را جمع کردمی و گفتمی چرا؟ جملگی پاسخی مشابه لیلاز داشتندی ،لذا از تنبیه صرف نظر کردمی و فرصتی دیگر به ایشان دادمی.
سوم:
چندی است که پایه دوم به صاحبشان (همان مسئول پایه) بسیار آویزان بودندی و این مرا سخت در فکر بردندی که چگونه ایشان را از این حالت به در آورم. صاحب پایه دوم را خواندم که ای جوان تو را همی نصیحت کنم که فاصله فیزیکی خود را با این آویزان ها کم کن ،زیرا در آینده ای نه چندان دور بر سرت آوار خواهند شد و تو را له خواهند نمود. او این نصیحت را پسندید و قول همی داد که با تکانی محکم همه را از خود پایین بریزد.
چهارم:
آن چه البته به جایی نرسد فریاد است. این ضرب المثل قدیمی به شدت در مورد ناظم نور صدق می نماید. قبادی نامیست که او را ناظم خوانند و هر چند گاه یک بار دادی می زند که برخی دچار موج انفجار گردیده و به سرعت از وی دور می گردند و برخی دیگر را خنده ای در می گیرد که این چه صدایی بود. اندر فواید این صدا همان است که به جایی نرسد .
پنجم:
اندر حکایت پایه اولی ها بسیار طنز ها می توان نگاشت و خواننده را به وجد آورد. این جماعت در صبحگاه آنقدر حرف زدندی که خانم ها در برابرشان کم آوردندی. به آنان گفتمی دانش آموزی را تشویق کنند با یک صلوات . صدای کف زدنشان علامت سوالهای زیادی دور سر من پدید آوردندی که من چه گفتم؟؟؟؟ ایشان را در صف گفتمی همه روبرو را نگاه کنند . پس از لحظه ای دیدم هشتاد جفت چشم مرا می نگرند حال آن که من در کنارشان بودم نه در مقابلشان. بسیار صاحبشان یعنی آقای حیدری را دعا خواهم کرد که خداوند به او صبری طولانی عنایت فرماید.
ششم:
اندر احوالات شیخنا،تازه داماد مرحوم شکوهی و اطرافیانش نیز بسیار می توان نگاشت لیکن این بحث به دلیل طولانی بودن به آپی دیگر منتقل خواهد شد. تا مقالی دیگر بدرود
همانا دنیا خانه نابود شدن و رنج بردن از دگرگونیها و عبرت گرفتن است.دنیا خورنده ای است که سیری ندارد،و نوشنده ایست که سیراب نمی شود. نشانه رنج دنیا آنکه آدمی جمع می کند آنچه را که نمی خورد،و می سازد بنایی را که خود در آن مسکن نمی کند.پس بسوی پروردگار خود می رود در حالی که نه مالی برداشته و نه خانه ای به همراه برده است.
نشانه دگرگونی دنیا آنکه کسی که دیروز مردم به او ترحم می کردند امروز حسرت او را می خورند وآن کس که حسرت او را می خوردند امروز به او ترحم می کنن، و این نیست مگر برای نعمت هایی که به سرعت دگرگون می شوند، وبلاهایی که ناگهان نازل می گردد.
نشانه عبرت انگیز بودن دنیا آنکه ،آدمی پس از تلاش و انتظار تا می رود به آرزوهایش برسد،ناگهان مرگ او فرارسیده و امیدش را قطع می کند.نه به آرزو رسیده و نه آنچه را آرزو داشته باقی می ماند. سبحان الله...
امیرالمومنین علی (علیه السلام)
۱-یه تشکر ویژه از همه دانش آموزان به خاطر آبروداری در زمان برگزاری جلسه مدیران. نشون دادید که میشه همکاری کرد و نتیجه گرفت.
۲- برنامه درسی که سومیا به آقای شکوهی دادن دارم چک میکنم تا یکی یکی برنامه ریزی کنیم.برای هر کسی طبق وضعیت خودش.
۳- وقتی می خواهید برنامه ریزی کنید به همه جوانب یه برنامه خوب توجه کنید. تو برنامتون هم برای استراحتتون ،هم برای بازی و سرگرمیتون ، هم برای خور و خوابتون و هم برای درستون زمان قرار بدین. این مطالب فقط مخصوص سومیا نیست. به درد اول و دوم هم می خوره.
۴- اول سعی کنید برای خودتون انگیزه بسازید. چی جوری؟ با نگاه به چند قدم جلوتر. یعنی به آینده نظر داشته باشید. آینده نزدیک و آینده دور. آینده نزدیک همون رقابت پایان ترم و وضعیت امسالتونه. آینده دور دبیرستان ،دانشگاه،حضور در اجتماع. اگه انگیزه براتون یه نواخت شده ، عوضش کنید. مثال:
تا حالا می خواستی جزو پنج نفر اول کلاس باشی حالا هدفت سه نفر اول باشه. بازم نمیشه؟ یه تحولی تو نوع درس خوندنت بوجود بیار. مثلا دکور اتاقت رو عوض کن. عکسایی که زدی به دیوار بردار و بجاش از تصاویر طبیعت استفاده کن. از گوش دادن به موسیقی های تند پرهیز کن و...
اینایی که گفتم یه کلیاتی از کاره.سعی میکنم مطالب رو به ترتیب و منظم و کاربردی براتون بنویسم.
یه وبلاگ قشنگ دیدم .آدرسشو میارم سر بزنید به درد درس تاریختون می خوره.
ghasemi5.blogfa.com
امروز در کلاس های سوم چه گذشت؟(سه شنبه ۲۹/۱۱/۸۷):
۳/۱: زبان= املا گرفته شد و نمونه سوالات پاسخ داده شد.قواعد درس ۷تدریس شد.
عربی= تکالیف دیده شد.نونه سوالات نوین حل شد.
ریاضی= تکالیف دیده شد.چند سوال حل شد.درس معادله خط تدریس شد.
زیست=آزمون از بخش زیست و تدریس قسمت اول بخش دنیای زنده.
با تشکر از نظم و دقت آقای محسن انصاری
۳/۲: مثل ۱/۳ . فقط زنگ آخر تمرین های هندسه انجام شد.
با تشکر از آقای عرفان نظری
۳/۳: مثل همون دو تا کلاس. فقط در درس زیست ماهیچه ها درس داده شد و لیلاز ؟! هم کنفرانس داد.
با تشکر از دقت آقای سینا علی یاری.
یه خبر: از روز پنج شنبه به سومیا برگه هایی مشابه دفتر مدیریت زمان داده خواهد شد. به دقت ثبت و ضبط رو انجام میدن چون خودم از روز شنبه هر روز پیگیری خواهم کرد.
روز 20 صفر ـ یعنی اربعین ـ زمانی است که کاروان اسرا، از شام به مدینه بازگشتند و روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(ص)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت قبر امام حسین(ع) بشتابد و او نخستین کسی است که قبر آن حضرت را زیارت کرد.
در این روز، زیارت امام حسین(ع) مستحب است و این زیارت، همانا خواندن زیارت اربعین است. 
راجع به داربي هم بعد جمعه مينويسيم. فعلا راهپيمايي و بازي تيم ملي اولويت داره.
از آقاي احمديان هم خبري نيست. بهش مرخصي نميدن.آخراي دوره آموزشيشه. مشهد بوديم يه پيامك فرستاد .جواب دادم ديگه خبري ازش نشد.
روز مليتون رو با شركت تو راهپيمايي جشن بگيريد
درود بر همه آناني كه به عشق مرادشان خميني كبير با خونشان انقلاب را آبياري كردند.
ياد شهداي انقلاب گرامي باد. ۲۲ بهمن مبارك

دینی: تدریس درس بیستم(لباس نماز گزار) /// ریاضی: حل تمرین. تدریس درس آمار
تاریخ: پرسش کلاسی. تدریس درس ۱۱
آزمایشگاه (۱/۳): آزمایش های فشار + بی نظمی آقایونی که فردا خدمتشون می رسم
زیست (۲/۳): تدریس درس ۱۱ (استخوانها)
قرآن(۳/۳): پاسخ تمارین درس ۶
وقتی معلمی با دل پر، از کلاسی بیرون بیاد و واقعا ناراحت باشه از رفتار بعضی از دانش آموزان ، نمی دونم اسمشو چی باید گذاشت. لذت بردن از ناراحتی دیگران دیگه اسمش بچگی نیست. یه دانش آموز کلاس سومی اگه نتونه تشخیص بده کجا باید چه رفتاری داشته باشه شایستگی خیلی چیزا رو نداره. من به عنوان مسئول مدرسه از بعضیا بخاطر رفتارشون در کلاس آقایان تقوی و کائدی نخواهم گذشت و از فردا با نوع دیگری از رفتارهام برخورد خواهم کرد. شاید بعضیا تا این برخوردها رو نبینن براشون درس نشه . خب ما هم با قدر نشناسها طور دیگری رفتار خواهیم کرد. این یه هشدار جدی برای همه ی دانش آموزان در هر سه پایه بخصوص سومی هاست.
نقل از عارف گرامی کربلايي احمد ميرزا حسينعلي تهراني :
زماني ما عازم سفر کربلا بوديم، در قافله ما يک لات گردن کلفتي بود که آخر عمري توبه کار شده بود و به زيارت امام حسين عليه السلام مي رفت.
او آن قدر قسي القلب بود که ادعا مي کرد تا به حال هيچگاه براي کسي گريه نکرده است.
وقتي به کربلا رسيديم، ابتدا به حرم حضرت قمربني هاشم عليه السلام مشرف شديم، من در صحن حضرت شروع به روضه خواني کردم و داستان کربلا و ظهر عاشورا را کلا بيان کردم ولي اين رفيقمان خم به ابرو نياورد.
اما وقتي به روضه حضرت قمربني هاشم گريز زدم و ماجراي تير انداختن حرمله به چشمان مبارک حضرت قمربني هاشم عليه السلام را بيان کردم ديدم خون در رگ غيرت او به جوش آمد و از شدت عصبانيت فحشهايی را به حرمله و دودمان او صادر کرد.
من از اين حرکت و از فحشهاي او خيلي مکدر شدم و رفتار او را در شان حرم و دستگاه کبريايي حضرت ابوالفضل عليه السلام ندانستم.
وقتي شب به منزل رفتيم در عالم خواب ديدم که همه زايران حسيني در حرم حضرت حضور دارند و حضرت قمر بني هاشم به آنها پاداش مي دهد.اما ديدم سردسته همه زائران امام حسين عليه السلام در آن جمع همان رفيق توبه کارمان بود و حضرت عنايت خاصي به او دارند.
من از اين امر تعجب کردم و در فکر فرو رفتم که حضرت رو به من کرده و فرمودند: دشنام او به دشمنان ما چون از سر اخلاص و صفاي باطن بود و هيچ قصد و نيتي غير از دلخوشي ما نداشت ، لذا از عبادت و زيارت بسياري از افراد مقرب تر واقع شد.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by nourmodir.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM